على محمدى خراسانى
12
شرح منطق مظفر (فارسى)
نوع حيوانات در هنگام جويدن غذا يا نشخوار كردن ، فك پايين خود را حركت مىدهند ، حال يك حكم كلى به دست آوريم و بگوييم « كل حيوان يتحرك فكه الاسفل عند المضغ » . استقراء قبلى در مورد آب از نوع استقراء ناقص معلل است و به خاطر تعليل ، كليت پيدا مىكند و جزء تجربيات مىشود كه از مبادى و مقدمات قياس است و استقراء اخير ناقص و غير معلل است و ارزش يقينى نداشته و حداكثر گمانآور است ، زيرا شايد حيوانى باشد از قبيل تمساح كه چنين نباشد ، پس مجمل و سربسته با معناى قياس استقرا و تمثيل آشنا شديم . در خاتمه مناسب است سخنى از شهيد ايدئولوژى اسلام ناب محمدى ( ص ) ، يعنى مرحوم استاد مطهرى نقل كنيم : اقسام حجت : حجت به نوبه خود بر سه قسم است ، يعنى آنجا كه مىخواهيم از قضيه يا قضايايى معلومه به قضايايى مجهول دست يابيم ، سير ذهن ما به سهگونه ممكن است : 1 . از جزئى به جزئى و به عبارت بهتر از متباين به متباين . در اين حال سير ذهن ما افقى خواهد بود يعنى از نقطهاى به نقطه همسطح آن عبور مىكند . 2 . از جزئى به جزئى و به عبارت بهتر از خاص به عام ، در اين حال سير ذهن ما صعودى است ، يعنى از كوچكتر و عالىتر سير مىكند ، به عبارت ديگر از مشمول به شامل عبور مىكند . 3 . از كلى به جزئى ، و به عبارت بهتر از عام به خاص ، در اين حال سير ذهن ما نزولى است يعنى از بزرگتر و عالىتر به كوچكتر و محدودتر سير مىكند و به عبارت ديگر از شامل و دربرگيرنده به مشمول و دربرگرفته شده منتقل مىشود . منطقيين سير از جزئى به جزئى و از متباين به متباين را تمثيل نامند . . . و سير از جزئى به كلى را استقرا خوانند و سير از جزئى به كلى در اصطلاح منطقين و فلاسفه قياس خوانده مىشود . « 1 »
--> ( 1 ) . مرتضى مطهرى ، آشنايى با علوم اسلامى ، ج 1 ، ص 86 و 87 .